" بسم الله الرحمن الرحیم "
بی نام او هرکاری ابتر است
سلام؛
همیشه یک طرف مراسم خواستگاری، شنیدن "نه" از طرف مقابل هست؛ اما این "نه" شنیدن، همیشه هم تلخ نیست. (!) چرا؟ عرض می کنم.
این مورد، حداقل دوبار برای بنده اتفاق افتاد ... در هشتمین و دهمین خواستگاری، من هیچ دلیل محکمه پسندی برای رد کردن گزینه ها نداشتم؛ و همه چیز علی الظاهر برای ادامه یافتن جلسات آشنایی، مناسب بود. اما ... یک "اما"ی مهم داشت ...
همین آخرین خواستگاری، یعنی خواستگاری دهم، (که آخرین خواستگاری ام تا به امروز هست) اگر اشتباه نکنم، اسفند ماه بود که رفتیم. خوب همه چیز خوب بود، و هیچ دلیلی نداشت که نظر منفی داشته باشم، لذا آمادگی خودم را برای ادامه یافتن جلسات اعلام کردم.
اما در کمای عجیبی قرار داشتم ... یعنی راستش را بخواهید، مثل خواستگاری هشتم که دقیقاً همین اتفاق افتاد، از ته دل احساس رضایت نمی کردم، اما چون دلیلی نداشتم، توپ را انداختم در زمین حریف ...

یعنی من رضایتم را اعلام کردم، و از خدا خواستم اگر قسمت ما نیست، جواب "نه" را در زبان آنان بگذارد ... که دست برقضا، هر دو مورد، دست رد به سینه ی ما زدند، و با تحویل دادن یک "نه" ی شیرین! قائله را ختم کردند ...
و شما نمی دانید که من چقدر از شنیدن این پاسخ، خوشحال شدم ...
به خصوص در این آخرین خواستگاری ... چون در خواستگاری هشتم، خانواده خیلی نپسندیده بودند، اما در این خواستگاری دهم، تقریباً همه چیز مثبت بود، غیر از ته ته ته دل ما.
برای همه ی فعلاً مجرد ها، دعا می کنم با کسی وصلت کنند، که تا لحظه ی مرگ، از ته ته دل، طعم رضایت را در زندگی خود احساس کنند، ان شاء الله.
و الحمدلله رب العالمین
التماس دعا و
یا علی
پی نوشت:
آخرین پست وبلاگ "داماد سیاسی" با نام "این توافق نیم بند!"، پیرامون توافق اخیر هسته ای، رونمایی شد.