تیر تو مخ!

"بسم الله الرحمن الرحیم"

بی نام او هرکاری ابتر است

سلام؛ لطفاً در مخ مبارک، تیر فرو نکنید.

     یعنی ما، انسان های کلاً جالبی تشریف داریم. (!) با دستان مبارک، یک تیر ۳ شعبه ی زهرآگین را تا ته ته ته، فرو می کنیم در مخ مبارک تر۱، بعد از زمین و زمان شکایت می کنیم که:

" آی داد ... آی بیداد ... به فریاد برسید ... "

     خوب عزیز من، برادر من، نکن این کار را ... نکن! تیر در مخ مبارک فرو نکن، تا مجبور نباشی این طور از درد به خودت بپیچی.

حدیث داریم از مولانا، امیر المؤمنین، امام علی"علیه السلام"، که می فرمایند:

" هر کس چشم خود را (از نگاه حرام) فروبندد، قلبش راحت می شود. "

     چشم ما، دروازه ی کاروان سرا نیست که هر کس و ناکسی حق ورود داشته باشد! وقتی اجازه می دهیم که این عضو، به هر چه دلش خواست نگاه کند، دیگر نباید از کسی غیر از خودمان شکایت داشته باشیم. با خواندن این حدیث، یاد آن شعر معروف افتادم که:

      ز دست دیده و دل هر دو فریاد             که هر چه دیده بیند دل کند یاد

  بسازم خنجری نیشش ز فولاد       زنم بر دیده تا دل گردد آزاد

     این شاعر نسبتاً محترم، ۵۰٪ قضیه را خوب متوجه شده است. یعنی درست فهمیده که دل خرابش، دست پخت چشمانش می باشد؛ منتها راه درمانش را اشتباه تشخیص داده. بجای این که خودش را از نعمت دیدن محروم کند، باید آن را کمی بیش تر کنترل کند. همین ...

     پس دوستان عزیز:

" لطفاً با دست خود۲ در مخ مبارکتان، تیر خالی نکنید. "

التماس دعا

یا علی

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پست های مرتبط:  بهترین محبوب ...!     کارخانه ی پر بازده!     هجمه ی مضاعف شیطان! 


پی نوشت:

     *: میلاد سراسر نور و برکت پیامبر اعظم، حضرت محمد مصطفی "صل الله علیه و آله و سلم" و امام جعفر صادق "علیه السلام"،  را به محضر مبارک امام زمان "عجل الله تعالی فرجه الشریف" و تمامی مسلمین جهان، تبریک و تهنیت عرض می کنم.

     همچنین، برای تمامی زوج های جوانی که این روز مبارک را به عنوان سرآغاز زندگی خود انتخاب کرده اند، آرزوی نیک بختی در هر دو سرا دارم.

     ۱- تناسب دارد با حدیثی از حضرت رسول اکرم "صل الله علیه و آله" که فرمودند: نگاه کردن (به نامحرم) تیری است از تیر های مسموم شیطان.

     ۲- بخوانید: با چشمان خود، دلتان را بیمار نکنید.

توصیه آیت الله بهجت برای باز شدن بخت دختران

"بسم الله الرحمن الرحیم"

بی نام او هرکاری ابتر است

سلام؛مرحوم آیت الله بهجت

     یک راه همراه با "سرعت در اجابت"، برای باز شدن بخت دختر خانم هایی که خواستگار مناسب پیدا نمی کنند، را از لسان حضرت آیت الله بهجت، در اینجا مشاهده کنید.*

التماس دعا

یا علی

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پست های مرتبط:  دعای ازدواج     حواله غیب!     روشنای چشم     چرا دعاهای ما برای ازدواج نمی گیرند؟!


پی نوشت:

     *: این نکته را بارها به مناسبت گفته ام، و اینجا هم جا دارد که تکرار کنم:

     ۱- ما وظیفه داریم که دعا کنیم.

     ۲- هر دعایی مستجاب است. منتها قرار نیست عین همان که خواسته ایم، و با سرعت اجابت گردد.

     ۳- دنیا دار امتحان است. بنابراین، اجابت خواسته ی ما، یا اجابت نشدن آن، هر دو امتحان الهی است.

     معمولاً شیطان بعد از دعا کردن، مدام وسوسه می اندازد که: " پس کو خدا؟ دیدی خدا تو را دوست ندارد؟ اصلاً دین کشک است! دیدی الکی دعا کردی، هیچی هم نشد! "

     بنابراین وقتی به سراغ دعا کردن می روید، مواظب باشید که شیطان از این راه به دل شما نفوذ نکند؛ و با ایجاد نا امیدی، دینتان را با خود نبرد.

     مدام به او و به نفس خود بگویید که: خدای من مهربان و رحیم است؛ راضی ام به رضای او ...

آخرین نکته هم این شعر معروف که:

"  خدا گر ز حکمت ببندد دری              ز رحمت گشاید در دیگری  "

تلاش برای رسیدن به «ما» ...

"بسم الله الرحمن الرحیم"

بی نام او هرکاری ابتر است

سلام؛

     کسی که می گوید:

" من (الّا و لابد)، همینم که هستم! "

                                                                                                     برای ازدواج آماده نیست.

آیا می توانید منیّت های خود را زیر پا بگذارید؟

     لازمه ی آمادگی برای ازدواج، رسیدن به حدی از بلوغ روحی است، که در آن، فرد توانایی و تمایل دارد تا با پشت سر گذاشتن منیّت هایش، جمع "ما" را تشکیل دهد.

" در واقع ازدواج، گذشتن از خود، برای رسیدن به «ما» ست. "

     با توجه به این که نباید خانواده را با "کانون اصلاح و تربیت" اشتباه گرفت، بنابراین مقصود بنده این نیست که از طرف مقابل خود، تقاضای انعطاف و رشد داشته باشید. بلکه هدف، اصلاح خودمان می باشد. در واقع عرض بنده، تلاش برای "خود سازی، پیش از دگر سازی" است.

     در عمل، همان قدر که ما نباید انتظار تغییر از همسر خود داشته باشیم، باید تلاش کنیم تا خودمان را اصلاح کنیم، و همواره در مسیر بهتر شدن قرار گیریم. (و این آمادگی را باید حتی پیش از اقدام برای متأهل شدن بدست بیاوریم.)

     منتها اگر در زمان انتخاب همسر، با کسی مواجه شدید که خودش را در قلّه ی محاسن می بیند، و هیچ تمایلی برای حرکت به سمت بهتر شدن ندارد، به او اعتماد نکنید، و به همسری او تن ندهید؛ چرا که به احتمال قریب به یقین، چنین شخصی در جهل مرکب غوطه ور است. ضمن آن که:

" کسی که مدام در حال درجا زدن است، و تمایلی برای بهتر شدن ندارد،

محکوم به نابودی و فناست. "

التماس دعا

یا علی

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پست های مرتبط:   عقد یعنی ...     واحد شمارش!     اصل موضوع     مثل خودم، برای تو!   


پی نوشت:

     پست حاضر، حاصل تجربیات ششمین خواستگاری ماست. (همان که هنوز در کمایش هستیم.)

پی نوشت ۲:

آخرین پست وبلاگ "داماد سیاسی" : "زمانی برای رو کردن گزینه های روی میز"  و  " قاتل برو به جهنم "

محض اطلاع

"بسم الله الرحمن الرحیم"

بی نام او هرکاری ابتر است

سلام؛

     صرفاً "محض اطلاع" عرض کنم که "این آقا داماد همچنان مجرد!"، در کمای خواستگاری! به سر می برد. چون دیشب ششمین تجربه ی ناموفق خواستگاری را سپری کرده است، و فعلاً تمایلی برای توضیح دادن راجع به آن ندارد.

     ان شاء الله در اولین فرصت که از کمای خواستگاری! خارج شدم، بیش تر راجع به این تجربه ی جدید برای شما سخن خواهم گفت.

والحمدلله رب العالمین

یا علی

دلبری های پسر مو طلائی

"بسم الله الرحمن الرحیم"

بی نام او هرکاری ابتر است

سلام؛

     آیا شما از چهره و قیافه ی خود راضی هستید؟! آیا تا به حال آرزو نکرده اید که ای کاش "فقط کمی" زیباتر بودید؟! آیا تاکنون، به مزایا و معایت زشت بودن یا زیبا بودن فکر کرده اید؟

     در ادامه، و همراه با "این آقا داماد همچنان مجرد!" علاوه بر یافتن پاسخ این سوالات، داستان "دلبری های یک پسر مو طلائی" را هم مطالعه بفرمایید.

ادامه نوشته

ترس از ریش، و چندمتر پارچه!

"بسم الله الرحمن الرحیم"

بی نام او هرکاری ابتر است

سلام؛

     جای همه ی دوستان خالی، ما دیشب اولین جشن ماه ربیع را دشت کردیم.۱ یکی از دوستان خوبم، مراسم عروسی اش بود، و ما را هم دعوت کرده بودند.

    من کلاً خیلی ذوق و شوقی برای رفتن به عروسی ندارم؛ حتی می توانم بگویم که اکثر آقایان این طوری هستند. یعنی عروسی، ۹۹٪ برای خانم هاست، و آقایان لذت خاصی از عروسی نمی برند. کسی هم کشته و مرده ی یک لقمه شام نیست.۲

     از این مشکل که بگذریم، خوب متأسفانه اکثر عروسی ها، مراسم لهو و لعب هم دارند، که در آن صورت، اگر نزدیک ترین و محبوب ترین کس من هم باشد، مراسم را ترک خواهم کرد. من هم نمی خواستم که دوستم به هر دلیلی از دستم ناراحت بشود. (حالا شما ببینید چندتا مجهول و مشکل داشتیم ما ) به همین دلیل، مردد بودم که بروم، یا نروم؟!

     اتفاقاً آقا داماد مذکور، شب قبل از مراسم با ما کار داشت و تماس گرفت، این شد که ما دل را به دریا زدیم و پرسیدیم که : مراسم شما چطوری هست؟ آقا داماد هم به ما اطمینان داد که: مراسم ما خشک خشک هست، و سکوت مطلق!

     خوب ما هم الحمدللهی گفتیم، و قبول کردیم که برویم. منتها چشم شما روز بد نبیند، از همانی که می ترسیدیم، بر سرمان آمد!

     نوع و ترکیب میهمانانی که در قسمت مردانه نشسته بودند، خیلی سنگین و محترمانه بود. یعنی از جلف بازی و شلنگ تخته انداختن خبری نبود، منتها مشکل، بلندگوهای سالن بود!

     گویا در سالن خانم ها خبرهایی بود، و موسیقی اساساً در آن جا کارایی (!) داشت؛ و به طور خودکار، برای هر دو سالن پخش می شد. در واقع، توفیق اجباری نصیب ما شده بود که صدای گوش خراش آن را تحمل کنیم.حالت ما در سالن.

     حالا کاش حداقل یک موسیقی وزین و آرام بود. اگر بخواهم به طور دقیق این موسیقی محشر را خدمت شما تشریح کنم، تا بلکه کمی با بنده احساس همدردی کنید، باید یکی از موسیقی های "پشت کامیونی" بی وزن و قافیه، با مضامین بسیار متعالی را تصور بفرمایید، که به زور و ضرب دیشتان دیشتان، بخواهند داخل مخ شما بکنند!

     برای درک بهتر فاجعه، باید یک دیگچه ی مسی (با حداقل ۷-۸ کیلو وزن!) را فرض کنید که روی سر شما گذاشته اند، و با گوشت کوب فلزی به آن می کوبند!  دیگر بهتر از این نمی توانید در مصیبت بنده شریک بشوید.

     در چنین شرایطی، من سعی می کردم که علی رغم سرمای آن شب تهران، بیش تر زمان را در خارج از سالن بگذرانم. منتها چون مسئولیتی را قبول کرده بودم، مجبور بودم مدتی در آن وضعیت نابسامان، در سالن حضور پیدا کنم.

     یک بار هم به یکی از خدمه تذکر دادم، منتها موسیقی در کمال لایتچسبکی۳ ادامه داشت. یکی از دلایل بسیار مهم این واقعه، عدم تناسب بین دو خانواده بود. یعنی خانواده ی داماد، همه مذهبی و چادری بودند، اما خانواده ی عروس، اگر نگویم تعطیل، خیلی ضعیف تشریف داشتند.

     علاوه بر اقوام آقا داماد، دوستان او هم اکثراً مذهبی بودند؛ به طوری که اگر نگاه می کردی، فکر می کردی همه از یک هیأت آمده اند. به همین خاطر، چندباری فتیله ی ماجرا پایین کشیده شد، منتها هنوز نفس تازه نکرده، باز شاهکار دیگری پخش می شد!

     این وضعیت ادامه داشت، تا این که یکی از دوستان آقا داماد، که روحانی جوانی بود، مثل یک ناجی از ملکوت! بر مجلس نزول اجلال کرد. خداوند خیر جزیلش دهد؛ با حضور در مجلس، و قطع کامل موسیقی، جماعتی را از هم زدن مخ با اعمال شاقه (!) نجات داد.

     به هر حال ریاست سالن، و میزبانان، احترام گذاشتند؛ اما نفس این حرکت برای من خیلی جالب بود. رفتم خدمت حاج آقا، و تشکر کردم!ترس از چند متر پارچه ...

" گفتم: حاج آقا، این ها از خدای به این بزرگی نترسیدند، منتها از شما ترسیدند! "

     حاج آقا هم با لبخندی، تأیید و تأسف خود را ابراز داشتند.

     این اتفاق، برای خودم هم بارها افتاده است. با توجه به ظاهر نسبتاً موجهی که دارم،۴ زیاد پیش می آید که مثلاً به محلی وارد می شوم، یا از جایی عبور می کنم، و خانم بدحجابی، با مشاهده ی من، سریع موهایش را داخل روسری می گذارد، یا اگر خلاف شرع یا قانونی انجام می دهند، سریع به وضع خودشان می رسند.

با توجه به این که نه من کاره ای هستم، و نه قدرتی دارم، همیشه برایم این سوال مطرح بوده است که:

" چطور بعضی ها، از خدای به آن بزرگی نمی ترسند،

اما از مقداری ریش و چند متر پارچه وحشت دارند؟! "

     حداکثر کاری که یک انسان خاکی می تواند بکند چیست؟! اصلاً قدرت او در مقابل قدرت لایزال خداوند متعال، قابل اندازه گیری هست؟ با کدام عقل سلیمی، این قدرت ناچیز یک انسان لحاظ می گردد، اما آن قدرت عظیم نادیده گرفته می شود؟!

     راستش، من که از یافتن پاسخ این سوال ناتوان شده ام.

کمی بیاندیشیم ...

ممنون و

یا علی

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پست های مرتبط: خلق محمدی     غفلت !     هنر امر به معروف!     دل هایی که می شکنیم!    


پی نوشت:

۱- به همین دلیل هم دیروز نتوانستم پستی داشته باشم و جواب کامنت ها را بدهم. از این بابت عذرخواهی می کنم./ تا باشد، از این گرفتاری ها باشد

۲- شما می توانید این نکته که: " آقایان از مراسم عروسی لذت نمی برند" را به عنوان یکی از "رازهایی راجع به مردان" به حساب بیاورید.

۳- لایتچسبک = وصله ی نچسب. وصله ی ناجور بودن. عدم هماهنگی با فضای حاکم.

۴- منظورم داشتن محاسن هست. ان شاء الله که باطن ما هم به خوبی، یا حتی بهتر از ظاهرمان باشد.

۵- ما کلاً باید یادبگیریم که چطور در مراسم های شادی، به صورت حلال تفریح کنیم. کار سختی هست، اما شدنی است.

فرمان زندگی

"بسم الله الرحمن الرحیم"

بی نام او هرکاری ابتر است

سلام؛

     ما، انسان های کلاً جالبی هستیم:یک نمونه از رانندگی عالی ما انسان ها ...

 

" چون گمان می کنیم که رانندگی ما بهتر است،

می ترسیم که فرمان زندگی را دست خداوند متعال بدهیم! "

...

     کی قرار است ما به ظاهر مسلمانان، باور کنیم که رانندگی خدا بهتر از ماست، تا با اطمینان، "فرمان زندگی" خود را به دست او بسپاریم؟!

کمی فکر باید ...

یا علی

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پست های مرتبط:  آن چه در دست خداست ...     یاری خداوند     بنده نادان!    


پی نوشت:

     آخرین پست وبلاگ "داماد سیاسی" : وقتی پاپ تازه کار سخن می گوید 

از تو به یک اشاره ...

"بسم الله الرحمن الرحیم"

بی نام او هرکاری ابتر است

سلام؛

     سبک زندگی ما، تابع چه دستوراتی است؟

     بگذارید دقیق تر عرض کنم: منظورم از "ما"، کسانی است که نسبت به رهبری نظام، و شخص حضرت امام خامنه ای "مد ظله العالی" احساس علقه می کنند، و داعیه تبعیت از او را دارند ...

     در ادامه، با یک بحث بسیار داغ، و خفن چالشی، همراه ما باشید ...

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پی نوشت: ورود به این پست، برای کسانی که ولایی نیستند، اکیداً ممنوع است؛ از ما گفتن بود.

ادامه نوشته

سالی که نکوست ...

"بسم الله الرحمن الرحیم"

بی نام او هرکاری ابتر است

سلام؛

     خانم شاغل، آقا هم شاغل ...

می خواهند با یکدیگر ازدواج کنند؛ اما می گویند:

" چون تمام وقت سر کار هستیم، نمی توانیم برویم مشاوره برای ازدواج!!!  "

     به خاطر همین، در به در دنبال کتاب می گردند برای یادگرفتن معیار های ازدواج؛ شاید هم توی اینترنت به دنبال معجزه ای برای شناخت بهتر یکدیگر هستند! ۱بین خود، خط فاصله نکشید ...

     یعنی، برای این "مهمترین اتفاق زندگی خود" هم وقت ندارند؟! اگر یک زندگی بخواهد این طور شروع بشود، انتهای آن از همین الآن پیداست ...

     تازه اگر انتخاب خوبی بکنند، و این ازدواج سر بگیرد، و دوام هم بیاورد، بعدش :

" زن و شوهر باید مرخصی بگیرند، تا بلکه بتوانند همدیگر را ملاقات کنند! "

     آخر این هم می شود زندگی؟!!! وقتی که دو نفر، اساساً وقتی برای به اشتراک گذاشتن ندارند، چرا سراغ ازدواج کردن می روند؟

" از مقدماتی ترین لوازم ازدواج، داشتن وقتی برای باهم بودن است. "

     وقتی هر دو تمام وقت کار می کنند، معلوم هست که شب هم حالی برای با هم بودن نخواهند داشت؛ و بدتر از همه این که، معلوم نیست فرزندانشان در کدام گاهوار تربیت خواهند شد؟!

     وقتی که از خواستگاری، گرفتاری زن و شوهر آینده این طوری باشد، جا دارد بگوییم:

" قدیمی ها خوب گفته اند: سالی که نکوست، از بهارش پیداست ... " ۲

التماس دعا

یا علی

ـــــــــــــــــــــــــــــــ

پست های مرتبط: تعجب می کنید! (این پست را حتماً بخوانید.)  

   فقط کمی توجه بیشتر!                      کلید من کجاست؟!


پی نوشت:

     ۱- نمی گویم کتاب و اینترنت مفید نیست (که شما از فردا دیگر به وبلاگ ما سر نزنید) اما مشاوره ی حضوری بحث دیگری هست. بنابراین توصیه ی بنده به تمامی فعلاً مجردهایی که در شرف ازدواج هستند این است که: " موضوع مشاوره ی دونفره پیش از ازدواج را به هیچ وجه دست کم نگیرید. "

     وقتی یک مشاور متخصص، که ان شاء الله متدین و دین شناس هم باشد، به طور مستقیم با هر دوی شما برخورد بکند، خیلی بهتر از نوشته های بی جان، می تواند راهنمایتان باشد.

     اگر لازم بود، خود مشاور کتاب های مفید را به شما معرفی خواهد کرد. به هر حال، هرکتاب خودش یک نوع دارو است، و به هر کسی، هر کتابی را نمی شود معرفی کرد؛ و یک متخصص که از نزدیک با شما ملاقات می کند، و در جریان روحیاتتان قرار می گیرد، بهتر می تواند در این زمینه ها به شما کمک کند.

     ۲- این پست، بنابر یک مشاوره ی عینی "این آقا داماد همچنان مجرد!" نگاشته شده است؛ و صرفاً یک پست کلی نیست.

     ۳- اشتغالی که مزاحم زندگی کردن شما هست را رها کنید.

به این سوال صادقانه پاسخ بدهید: " کار می کنید که زندگی کنید؟ یا زندگی می کنید که کار کنید؟!!! "

     البته این توصیه را هم بکنم که: اگر از شغل خود ناراضی هستید و می خواهید آن را ترک کنید، اول شغل جدیدی را پیدا بکنید، بعد شغل فعلی خود را رها کنید.

     این طور نباشد که خودتان را دستی دستی بیکار کنید، به این امید که کار بهتری پیدا خواهید کرد. این یک نکته ی طلایی است که:

" یک فرد فعلاً شاغل، راحت تر می تواند شغل دیگری پیدا کند، تا یک فرد فعلاً بیکار. "

     با این استراتژی، دنبال شغلی بهتر بگردید که برای زندگی شما، حداقل مزاحمت را داشته باشد. و بدانید که جوینده، یابنده است. ان شاء الله

      ۴- راجع به اشتغال خانم ها تاکنون، مطالب پراکنده ای نوشته ایم (از جمله پست حاضر) ان شاء الله در یک پست مستقل، بیش تر به آن خواهیم پرداخت. (به شرط حیات و مجال)

     ۵- حلول ماه ربیع را به تمامی شیعیان جهان تبریک عرض می کنم. در این ماه، شاهد مراسم های زیادی خواهیم بود ان شاء الله. برای تمامی فعلاً مجردها، سعادت دنیا و آخرت را از درگاه خداوند منّان آرزومندم.

     در همین رابطه، به پست : محرم و ازدواج مراجعه کنید؛ چرا که این ماه، ماه بهره بردای از توشه های محرم و صفر است.

نقش لذت در ازدواج

"بسم الله الرحمن الرحیم"

بی نام او هرکاری ابتر است

سلام؛

     به نظر شما "لذت در ازدواج" دقیقاً چه نقشی بازی می کند؟!

برای یافتن پاسخ این سوال، در ادامه، همراه "آقا داماد همچنان مجرد!" باشید ...

ادامه نوشته

کارت عروسی

"بسم الله الرحمن الرحیم"

بی نام او هرکاری ابتر است

سلام؛قشنگ ترین کارت عروسی دنیا

     شما برای عروسی، چه کسانی را دعوت می کنید؟!

در ادامه، یک ابتکار زیبا، و یک ماجرای زیباتر (!!!) را میهمان " این آقا داماد همچنان مجرد! " باشید ...

ادامه نوشته

داستان یک نیاز!

"بسم الله الرحمن الرحیم"

بی نام او هرکاری ابتر است

سلام؛

     تا جوان دهان باز می کند که : "به ازدواج نیاز دارم! " همه ی نگاه ها به او، تحقیر آمیز می شود! گوشه و کنایه ها رگباری باریدن می گیرند که : " عجب جوان بی ادب و پر رویی؟! "

...

در ادامه، شرح این ماجرای مکرر را از قلم این "آقا داماد همچنان مجرد!" بخوانید ...

ادامه نوشته

نامه یک دختر 24 ساله زیبا به یک فرد ثروتمند!

"بسم الله الرحمن الرحیم"

بی نام او هرکاری ابتر است

سلام؛

     آیا شما هم از آن دست خانم هایی هستید که در اوج زیبایی، آرزوی یک همسر پولدار را در ذهن خود می پرورانند؟ البته شاید بسیاری از خانم های زیبا چنین آرزویی داشته باشند، اما احتمالاً شجاعت ابراز آن را ندارند!

     در ادامه، نامه ی یکی از خانم های بسیار زیبا، و البته شجاع، به یکی از اشخاص ثروتمند، و پاسخ او را بخوانید؛ که بسیار جالب است؛ و عبرت انگیز ...

     اول نامه را بخوانید، تا بعد چند کلمه ای راجع به آن گپ بزنیم.

ادامه نوشته

مسیح می گوید ...

"بسم الله الرحمن الرحیم"

بی نام او هرکاری ابتر است

سلام؛

حضرت عیسی بن مریم "علیه السلام"

" به دارایی دنیاپرستان ننگرید؛

چرا که درخشش اموال آن ها، نور ایمان شما را می برد." ۱

     ما این قدر مادی شده ایم که یادمان رفته است، ثروتمند بودن، یک امتیاز نیست! به یاد نمی آوریم که داشتن و نداشتن ما، هر دو، صرفاً یک امتحان الهی است.

     حتماً شما هم کسانی را دیده اید که مردم را با یک گونی اسکناس اشتباه می گیرند! اگر کسی به خواستگاری دخترشان می آید، یا خودشان به خواستگاری می روند، اول جیب طرف مقابلشان را سبک سنگین می کنند، بعد تصمیم می گیرند که برای او احترام قائل باشند یا نه ؟!!!

     خواستگاری که سهل است ... حتی برای دادن جواب سلام هم، نیاز دارند که مطمئن باشند حتماً با یک شخص پول دار طرف هستند!!!

     این چه اخلاقی است که در سرزمین اسلامی ما ریشه دوانده است؟ مگر نه این است که همه انسان هستند، و محترم؟ مگر نه این است که تمامی ثروت های عالم، تنها و تنها برای خداست؟ پس این همه تفاخر و بی احترامی به دیگران چه دلیلی دارد؟

" بیایید احترام گذاشتن به انسان ها را، مستقل از میزان دارایی شان بدانیم."

     اگر می خواهیم سمت و سوی زندگی ما، رنگ و بوی خدایی داشته باشد، یکی از راه های آن، این است که به ثروت دنیاپرستان خیره نباشیم.

التماس دعا

یا علی

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پست های مرتبط: مام و مسیحا     مشورت عجیب!     یاری خداوند


پی نوشت:

     ۱- حدیثی از حضرت مسیح "علیه السلام" / منبع: المحجة البیضا، جلد ۷، صفحه ۳۲۸

     ۲- میلاد با سعادت بشارت دهنده ی منجی عالم بشریت، حضرت عیسی بن مریم "علیه السلام" را به تمامی مسلمین، و مسیحیان جهان، تبریک و تهنیت عرض می کنم. یک تبریک ویژه هم، برای هم وطنان مسیحی دارم.

     ۳- زود باشد که توفیق زیارت حضرت عیسی بن مریم "علیه السلام" را در رکاب مولایمان، حضرت ولی عصر "عجل الله تعالی فرجه الشریف" پیدا کنیم؛ ان شاء الله. (اللهم عجل لولیک الفرج)

     ۴- هیچ دقت کرده اید که در سال نو میلادی، که بر مبنای تولد حضرت مسیح "علیه السلام" هست، هیچ کس سراغی از ایشان نمی گیرد؟! همه منتظر بابانوئل هستند و آن هدیه های کذایی، در یک لنگه جوراب نو!

     با توجه به این که حدود ۹۵٪ از مدیای جهان، در دست صهیونیست ها هست، آیا سانسور کردن حضرت مسیح "علیه السلام"، در ابتدای سالی که مبداء آن، اتفاقاً تولد او هم هست، تعجبی دارد؟!

نکات کنکوری خواستگاری، برای خانم ها

" بسم الله الرحمن الرحیم"

بی نام او هرکاری ابتر است

سلام؛

     چند مورد درخواست داشتیم راجع به این که:

"خانم ها به چه نکاتی در خواستگاری باید توجه داشته باشند؟"

     در ادامه، مطلبی از سایت تبیان برای شما انتخاب کرده ام که امیدوارم مفید باشد. بعد از آن مطلب، یک حاشیه زده ام که مطالعه ی آن هم، خالی از لطف نیست. 

همراه ما باشید ...

ادامه نوشته

ازدواج با ماسک ها!

"بسم الله الرحمن الرحیم"

بی نام او هرکاری ابتر است

سلام؛اگر این ماسک برداشته شود چه؟!

     برای برخی، چهره این قدر اهمیت پیدا می کند، که دیگر سایر معیار ها در گزینش همسر، عملاً رنگ می بازند؛ و به حاشیه رانده می شوند.

     به گونه ای چهره و زیبایی مهم می شود، که گویی قرار هست تا صرفاً با یک ماسک زیبا ازدواج نمایند، نه یک انسان ذوابعاد!

...

باز هم یکی دیگر از آن پست های یک پاراگرافی ما را در ادامه بخوانید ...

(منتها برای کسانی که نمی دانند یک پاراگراف آقا داماد چقدر می شود، همین الآن بگویم که هیچ شکایتی را قبول نخواهم کرد ها!  از ما گفتن) ...

ادامه نوشته