امان از خواهران بسیجی!
"بسم الله الرحمن الرحیم"
بی نام او هرکاری ابتر است
سلام؛
مدام می شنویم که:
این داماد های ریشو چرا این قدر بی عرضه هستند؟
چرا مطالعات درست و درمون ندارند؟
چرا شلخته هستند؟
چرا راست می روند؟! چرا چپ نمی روند؟
ای بابا! یکی ما دامادهای ریشوی آینده را نجات بدهد خداوکیلی ![]()
یعنی رسماً دارم شکایت می کنم ها! خانم ها دو دسته اند:
۱- آن دسته ی سانتی مانتال، که اگر یک ریشو ببینند، پیف پیف می کنند که:
" برو این کپه ی مو رو بزن، بعد بیا ! "
۲- دسته ای که دنبال یک همسر به شدت مذهبی هستند؛ که البته رسماً یک فرشته باشد! (یعنی افراط و تفریط)
آقایان ریشو ی در صف ازدواج هم دو دسته می شوند:
۱- دسته ی اول، کسانی که به بهانه ی ازدواج، پشت پا می زنند به تمامی خوبی های خود، و می شوند آن چه دسته ی اول انتظار دارند.
۲- دسته ای که با تمام خوبی هایی که دارند، توسط خانم های مذهبی بایکت می شوند!
مشکل رایجی است؛ قبول ندارید؟
حالا که مشکل مطرح شد، به نظر شما راه حل چیست؟
به نظر حقیر، راه حل این مشکل، گرفتن راه میانه است؛ یعنی این که:
"خانم های مذهبی، نیمه ی پر لیوان را ببینند، آقایان مذهبی، بر فضایل خود بیافزایند."
امان از این خواهران بسیجی! امان !!!
یعنی صبح تا شب، کتاب دعا بدست، از خدا فقط یک خواسته دارند؛ یک شوهر مذهبی!
حالا شما حتماً می گویید: این که خیلی خوب هست! آن وقت من میان کلام شما شکر می گذارم که: عزیزم؛ معنای مذهبی می دانی یعنی چی؟
خوب شما که انسان محترم و معقولی هستید، می فرمایید که: یعنی عامل واجبات، و بری از محرمات باشد؛ همین.
آن وقت هست که من دوباره شکر را می گذارم که: زهی خیال باطل!
شوهر مذهبی یعنی این که:
۱- هر شب جمعه، حاج منصور، مسجد ارگ!
۲- هر صبح جمعه، دعای ندبه، مهدیه تهران!
۳- هر روز جمعه، صلاة جمعه.
۴- حافظ کل قرآن، نهج البلاغه و صحیفه ی سجادیه.
۵- مرور مفاتیح الجنان، هر ۵ روز یکبار.
۶- هر سال راهیان نور و اردوی جهادی.
۷- دوره ی کتاب های استاد مطهری، اسفار اربعه، تفسیر المیزان و سایر کتاب های مفید، سالی دو سه بار!!!
و ... و ... و ...
(واجبات و محرمات که پیش فرض است.)
تازه این ها مقدمات هست: خلق محمدی "صلی الله علیه و آله"، تیپ یوزارسیو "علیه السلام"، و با عرض پوزش، جیب قارون! هم خوب یک آقای مذهبیِ خوب! باید حتماً حتماً داشته باشد.
خوب خوب خوبشون، می گن که همسر من باید یکی باشه، مثلاً عِدل "حاج همت" !!! حالا باقی را نداشت، می بخشیم! (زحمت می کشید واقعاً؛ تشکر می کنم
)
دست آخر هم، باید گواهی شهادت بیاوری که ان شاء الله حتماً حتماً شهید می شوی؛ و مثلاً خدای ناکرده، آب نمی پره جز گلویت، و ریق رحمت را سر بکشی! (آبرو ریزی از این بالاتر! هیهات)
شاید به این حرف ها بخندید، اما این خنده، یک پشتوانه ی حقیقی دارد. (واقعاً برخی از این ها را من شنیده ام ها! باور نمی کنید؟!)
بعد مدام می بینیم که ما آقایان، به بلند پروازی و آرمان گرایی متهم می شویم! بابا خدا وکیلی کمی انصاف بدهید.
یک نمونه ی حقیقی اش را بگویم: تنها دوست صمیمی ام، که بسیار مذهبی هم هست، رفته خواستگاری یک خانم مذهبی. دختر خانم بعد از چند جلسه که به زور خانواده قبول کرده، در می آید به دوستم می گوید که: شما خیلی دغدغه ی دین ندارید !!!! (نقل به مضمون) بابا آدم کجا بره شکایت بکنه؟
نکته همان است که در بالا گفتم؛ یعنی: خانم های مذهبی، نقاط مثبت آقایان مذهبی را ببینند، و آقایان مذهبی هم تلاش کنند تا از برخی اشکالات که به حق وارد هست، مبرا بشوند.
آقایان مذهبی هم انسان هستند، از جنس نسیان، و عجله و خسران و ...
فقط شاید به راه هدایت نزدیک تر باشند، همین.
نباید توقع داشت که تمامی خوبی های عالم در ایشان جمع، و تمام بدی ها از ایشان مبرا باشد.
خوب هست که یک شخص، تمامی این ویژگی های خوب را داشته باشد، و باید هم برای کسب آن ها تلاش کند، اما منطقی نیست که توقع داشته باشید امثال حاج همت ها را به این راحتی ها پیدا کنید.
تازه اگر به نحوه صحیح از شهدای گرانقدر الگوبرداری می شد؛ کمتر مشکل پیش می آمد. نمونه های غیر معصوم، خصوصاً شهدا، نباید قدیس فرض شوند. بعضاً دیده می شود که کارهایی از شهدا، که خیلی هم پشتوانه ی دینی ندارند، به عنوان الگو در سطح جامعه منتشر می شوند؛ و اتفاقاً بیش ترین تأثیر خود را بر روی خواهران بسیجی می گذارند!
عصمت به معنای خاص، فقط و فقط در ۱۴ معصوم "علیهم السلام" جمع هست و لاغیر. بنابراین پیروی تابع نعل به نعل، فقط باید از ایشان باشد و بس.
با این حال، همان عزیزان، برای جلوگیری از انحراف، می فرمودند که:
"احادیث ما را به قرآن عرضه کنید، اگر تناقض داشت، آن ها را به دیوار بکوبید." (نقل به مضمون)
به دو معنی: اول این که سخنان ما، آن قدر دقیق هستند که اشکالی در آن راه ندارد، و در واقع تالی و تفسیر قرآن است؛ و دوم این که ممکن است خرافاتی را با نام ما منتشر کنند، در چنین شرایطی، آن احادیث جعلی را رها کنید.
حالا شهدا که معصوم نیستند؛ پس چرا برخی ها به اشتباه، در این دام می افتند که اشتباهات ایشان را (حالا یا این اشتباهات حقیقی هست، یا دشمن آن را به نام یک شهید جعل کرده است؛ فرقی ندارد) حجت فرض می کنند؟
بحث طولانی شد؛ و بیش تر گمان می کنم یک مقدمه بود، و اصل مطلب ماند.
می خواهم یک خلاصه ای بگیرم که در واقع مکمل بحث باشد:
" بیش، و پیش از این که به فکر دگر سازی باشیم، به فکر خودسازی باشیم. "
با نگاه به آرمان ها، و اهداف والای زندگی بشر، سعی کنیم که یک زندگی واقع گرایانه داشته باشیم؛ و توقع نداشته باشیم که همه چیز را، همه ی فضایل علمی و عملی و اخلاقی را، در اول زندگی بدست بیاوریم. اتفاقاً راه حل برخی از این مشکلات، ازدواج کردن هست؛ چرا که:
"زندگی، یک رشد مستمر هست؛
بدون توقف، و رو به جلو.
پس بیایید با کمک همدم خود، رشد معنوی را تجربه کنیم. "
در یک کلام یعنی:
به جای این که به دنبال یک فرد کامل باشیم برای زندگی، دنبال کسی بگردیم که با کمک هم، کامل بشویم./ و السلام
در این شب های عزیز، که زخم مولا، زخم دل هایمان شده است، برای ظهور آقا، بیش از پیش دعا کنید.
التماس دعا
یا علی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پست های مرتبط:
لطفاً احساس بزرگی نکنید! (این پست خیلی خیلی مربوط هست؛ خصوصاً راجع به الگو گیری از شهدا)
با هم همکاری کنید، در راه خدا ...
آخرین پست های وبلاگ داماد سیاسی: بازسازی مقاومت و قدرتمندترین کودک عرب!
سـلام، به وبـلاگ این دامـــــــاد "فعــلاً مجـــــرد" خوش آمدید.