بوسه کربلا بر دامان زن! (1)
"بسم الله الرحمن الرحیم"
بی نام او هرکاری ابتر است
السلام علیک یا اباعبدالله الحسین "علیه السلام"؛
یا لیتنا، کنا معک ...
سلام؛
کربلا، زیباترین جلوه گاه بندگی است. بزرگ ترین، و ژرف ترین اقیانوس معرفت، و وزین ترین صحنه ی عشق بازی با معبود است. باید بصیرت زینبی داشت، تا "جز زیبایی"۱ چیزی در آن ندید.
آن چه از این پس، طی چند پست، با عنوان "بوسه کربلا بر دامان زن" تقدیم حضور خواهد شد، جستاری است پیرامون مفهوم این جمله ی شگفت انگیز، از امام خمینی (رحمة الله علیه) که فرمود:
"مرد از دامان زن به معراج می رود."
همان طور که در پست " نقش همسری در سعادت انسان " رفت؛ زن می تواند مرد را بهشتی کند؛ همان طور که قادر است تا او را جهنمی کند.
در کربلا، هر دو گروه از زنان وجود داشتند. هم آن ها که همسران و فرزندان خود را بهشتی می کردند، هم آنان که ایشان را به قعر جهنم می فرستادند.
به همان تناسب، که فقط ۷۲ نفر (!) مرد مردستان عشق، در مقابل هزاران نامرد صف آرایی کرده بودند، تعداد زنانی که بهشتی تربیت می کردند هم، قلیل و انگشت شمار بود.

آن دسته که مردانشان را جهنمی می کردند را حتماً در سریال "مختارنامه"، با بازی درخشان خانم "شهره لرستانی" مشاهده کرده اید؛ که با عتاب و کنایه و سرزنش، و حتی با کتک کاری، مردانشان را از همراهی با حضرت مسلم(علیه السلام) به عنوان سفیر امام، باز داشتند، و یا به طمع سکه های شامی، ایشان را به قرار گرفتن در سپاه عمرسعد تشویق نمودند.۲
در این پست ها، قصد دارم به آن زنانی اشاره کنم که در پشت صحنه، قهرمانان واقعی کربلا بودند، و اگر ایشان نبودند، کربلا معنی نداشت.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ماجرای شیرزن کربلا سازی به نام: " دلهم "
حتماً نام بلدآوازه ی زهیر بن قین را شنیده اید؛ همو که فرمانده جناح راست لشگر امام حسین (علیه السلام) بود، و در شب عاشورا، که حضرت چراغ ها را خاموش کرد تا یاران خالص شوند، در یاری کردن حضرت تا پای جان، پس از اظهار وفادارى مسلم بن عوسجه، از جاى برخاست و گفت:
" به خدا سوگند،من دوست دارم كشته شوم و زنده شوم و باز كشته شوم تا هزاربار; و خداى عزوجل با كشته شدن من مرگ را از تو و جوانان وخاندانت دور سازد.۳ "
این زهیر کیست که این طور عاشقانه سخن می گوید؟ هر کس نداند، فکر می کند که او کسی است که همچو عباس ابن امیرالمؤمنین(علیه السلام)، از کودکی فدایی حضرت بوده است، در حالی که این طور نیست!
زهیر کسی بود که در فتوحات اسلام حضور داشت، و به علت شجاعت هایی که به خرج داده بود، نامی به هم زده بود و به عثمانی گری شهرت داشت، و از طرفداران خلیفه سوم بود. بعدها به تجارت پرداخته بود، و ثروتی جمع کرده بود؛ و کاری به سیاست نداشت.
همان سالی که امام حسین (علیه السلام) از مدینه به سوی مکه، و سپس از مکه به سوی کوفه خروج نموده بودند، زهیر هم برای زیارت خانه ی خدا آمده بود؛ و چون از قصد حضرت با خبر بود، از ایشان دوری می کرد.
اما چه شد که این زهیر، به قهرمان کربلا تبدیل شد، پشت صحنه ای دارد که بخشی از آن را برای شما نقل می کنم:
شيخ عباس قمى در "منتهی الآمال" مىنويسد:
" (توسط) گروهى از قبيله فزاره و بجيله چنين روايت شده است (که) :
هنگام مراجعت از مكه، با زهير بنقين بجلى همراه بوديم. در منازل، كه به حضرت امام حسين(علیه السلام)مىرسيديم، از او دورى مىكرديم; زيرا سير با آن حضرت را دوست نمىداشتيم.
ناگزير هرگاه امام حركت مىكرد، زهير مى ماند و هرگاه آن حضرت توقف مىكرد، زهير به راه مىافتاد. در يكى از منازل، آن حضرت در طرفى منزل كرد و ما نيز ناگزير در طرف ديگرفرود آمديم. هنگامى كه مشغول غذا خوردن بوديم، ناگاه رسولى ازطرف امام حسين(علیه السلام) آمد و پس از ابراز سلام، به زهير گفت:
" ابا عبد الله(علیه السلام) تو را مىخواند. " ۴
ما از نهايت حيرت لقمههايى كه در دست داشتيم، افكنديم و لحظهاى ساكت و بىحركت مانديم، گويا پرندهاى بر سر ما نشسته است.
همسر زهير، كه دلهم ناميده مىشد، به زهير گفت: سبحان الله،فرزند پيامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) تو را مىطلبد و تو در رفتن درنگ مىكنى... برخيز و نزدش شتاب، ببين چه مىفرمايد.
زهير برخاسته، خدمتحضرت رفت و زمانى نگذشت، كه شاد و خرم، باچهره بر افروخته، نزد همسر و يارانش باز گشت. بىدرنگ دستور داد خيمهاش را بركنند و نزديك سراپردههاى آن حضرت برپاسازند. آنگاه به همسرش گفت: تو از قيد زوجيت من رهايى، به اهلخود بپيوند; زيرا نمىخواهم كه از سوى من زيانى به تو رسد." ۵
این جاست که باید به روان امام خمینی "رحمة الله علیه" درود فرستاد. چقدر زیبا گفت که : "مرد از دامان زن است که به معراج می رود."
ما از آن چه بین زهیر و امام حسین (علیه السلام) گذشت، خبر نداریم.۶ اما اگر نبود همسر با معرفتی مثل دلهم، کجا قهرمانی مثل زهیر متولد می شد؟ زهیر به سوی امام نمی رفت، و نمی دید، آن چه دید!
این زن با بصیرت، تنها یک جمله می گوید، اما همین یک جمله کافی است تا یک قلم زیبا در ترسیم تابلوی محشر کربلا بچرخاند، و کاری بکند که هیچ مردی از عهده ی آن بر نمی آمد.
زهیر هم این قدر این همسر باوفا را دوست می دارد، که چون از شهادتش مطمئن است، او را یک طلاق عاشقانه می دهد، تا از سوی دشمن، گزندی به او نرسد. هر چند می دانیم که این زن فداکار، چون ظاهراً از قید زوجیت او رها می شود، تمرد می کند، و تا آخرین لحظه، کنار همسرش می ماند.
احسنت بر او.
احسنت ...
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کربلا، از مقدس ترین مکان های دنیاست. حتماً می دانید که خوردن خاک در اسلام، حرام است؛ منتها فقط در یک مورد، برای شفا و تبرک، استثناء شده است، و آن تربت امام حسین(علیه السلام) است. تربتی که با خون ۷۲ یار عاشق او، ممزوج است.
اگر کربلا صحنه ی عشق بازی این ۷۲ یار افسانه ای شده است؛ لشگری از زنان برگزیده، که قامت معرفتی اشان به کوه می ماند، پشت صحنه ی آن را ساخته اند. البته طبیعی است که فداکاری این زنان قهرمان، تحت تأثیر آن جانبازی عظیم، کمتر دیده شود. اما اگر این فداکاری ها نبود، قطعاً کربلایی رخ نمی داد.
بنابراین، من شک ندارم که:
"کربلا، بر دامان زنان زینبی بوسه می زند."
ان شاء الله که خدا چنین همسران بهشتی سازی، نصیب همه ی طالبان شهادت بنماید.
التماس دعا
یا علی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پست های مرتبط:
ابرقدرتی به نام مادر! + عکس (داستان یک زن بهشتی ساز کربلا را در این پست بخوانید.)
پی نوشت:
۱ـ توصیف حضرت زینب "سلام الله علیها" از واقعه ی کربلا که: " ما رأیت الا جمیلا " (چیزی جز زیبایی ندیدم!) احسنت بر این معرفت.
۲- هر چند بعدها، عده ی قلیلی از ایشان که خیلی آلوده نشده بودند، توفیق توبه پیدا کردند، و قیام توابین را راه انداختند، اما تا قیام قیامت، ننگ کوفی بودن پاک نخواهد شد؛ و آن ها که از کاروان حضرت جا ماندند، خود را بابت این کوتاهی نخواهند بخشید. چرا که بزرگترین فیض عالم را از دست دادند، و بزرگترین ننگ عالم را خریدند.
۳- رموز الشهاده، ص 101; ارشاد مفيد، ج 2، ص 92. / به نقل از کتابخانه سایت تبیان
۴- نمی دانم که زهیر چه داشت، و حضرت در او چه می دید؟ اما می دانم که او از حضرت دوری می جست، و با این حال حضرت اباعبدالله الحسین(علیه السلام) برای او پیک مخصوص! می فرستد.
کاش با ما که سال ها در حسرت یک نیم نگاه حضرت بوده ایم هم این چنین برخورد بفرمایند. چه لذتی دارد اگر پیکی از امام حسین(علیه السلام) ما را دریابد؛ با این پیغام که: " حضرتت بار داد ... "
بهشت ما، زیارت روی حسین(علیه السلام) است؛ اللهم الرزقنا ...
۵- منتهى الآمال، ج 1، ص 325. / به نقل از همان.
۶- گوش نامحرم، نباشد جای پیغام سروش ...
۷- این کربلا چقدر زیباست! کاش که ما هم کربلایی بشویم؛ زمان را بشکافیم و به قافله ی عشق برسیم. اللهم الرزقنا ...
سـلام، به وبـلاگ این دامـــــــاد "فعــلاً مجـــــرد" خوش آمدید.