هم داده اند، هم گرفته اند!
"بسم الله الرحمن الرحیم"
بی نام او هرکاری ابتر است
سلام؛
به نظر شما، مهریه چقدر باشه خوبه؟! در ادامه، نظر این آقا داماد را جویا شوید
به عنوان مقدمه، چند حدیث از پیامبر اکرم "صلی الله علیه و آله و سلم" نقل می کنم:
" نشان میمنت زن این است که خواستگاری اش آسان، و مهرش سبک باشد."
"بهترین زنان امت من کسانی هستند که رویشان نیکوتر، و مهرشان کمتر است."
"بهترین زنان آن است که مهرش آسانتر باشد."
گمان نمی کنم که حرفی برای گفتن باقی مانده باشد، اما چون ما ها در نظر مسلمان، و در عمل چیز دیگری! هستیم، نیاز هست تا کمی توضیح بدهم.
جالب این جاست که ما بسته به این که در کدام طرف قضیه قرار داشته باشیم، موضع متفاوتی می گیریم. یعنی اگر در خانواده ی عروس باشیم، می گوییم:
"خوب از کجا معلوم این آقا داماد خوب باشد؟ از کجا معلوم واقعاً مرد زندگی باشد؟ از کجا معلوم فردا دخترمان را رها نکند؟ پس به یک تضمین نیاز داریم؛ و چه چیزی بهتر و مطمئن تر از مهریه؟! "
" عاقد: مهریه را تعیین کرده اید؟ فامیل عروس با عجله: بعــــله! هزار و سیصد و شونصد تا سکه
."
حالا اگر همین خانواده به خواستگاری بروند و مثلاً بخواهند برای پسرشان کاری بکنند، ۱۸۰ درجه تغییر نظر می دهند، یعنی اگر قبلاً از دروازه تو نمی آمدند، حالا دیگه می خوان از سوراخ سوزن رد بشن!
" آقا کی داده کی گرفته؟ چرا به جوون ها اول زندگی سخت می گیرید؟ آدم باید ساده زیست باشه!!! (
اون موقع که خانواده ی عروس بودند، خیلی ساده زیستی مطرح نبود انگار!!!) اصلاً همان حدیث هایی که در اول نوشته گفتم را از بر می خوانند! مثل بلبل! " (حالا شما بول نگیرید از من ها! من الآن یعنی بی طرفم
)
" عاقد: مهریه را تعیین کرده اید؟ فامیل داماد با عجله: بعــــله! به نام یکتایی خداوند، یک قطعه ربع سکه ی بهار آزادی
(یعنی بعدش سریع سوت می زنن که همه چیز کاملاً عادی هست!)
خوب آخه این شد زندگی خدا پسندانه؟! شد زندگی اصلاً؟! اگر قرار باشد اول زندگی با این دعاوی شروع بشود، آخرش قراره چی بشه؟ باید نگاه کنیم که این مهریه اصلاً چه صیغه ای هست؟
سایت وزین تبیان، در مطلبی با بررسی فلسفه ی مهریه، می نویسد:
مهریه، هدیه و پیشکش مرد به زن برای نشان دادن صداقت در عشق و خواستاری اوست، نیز به جهت رعایت شان و منزلت زنان است. تفاوتهای زن ومرد، همواره جنس زن را مطلوب و جنس مرد را طالب قرار داده است. طالب بودن و به دنبال مرد دویدن، در شان زنان نیست. بلکه در عین تساوی در ازدواج و بهره مشترک گرفتن از مزایای آن، خودداری ظریف زنانه از رفتن به طرف مرد و معامله کردن با او، برای خلق عشق و لذت، و حفظ کرامت زن لازم است. این خودداری و نازفروشی، برای مرد هزینه بردار است که اگر صادق است و خواهان، باید هزینهاش را بپردازد. شهید مطهری میگوید: «مهر با حیا و عفاف زن یک ریشه دارد. (زن با گرفتن هزینهای از مرد نشان می دهد که او طالب مرد نیست مرد طالب اوست.) زن به الهام فطری دریافته است که عزت و احترام او به این است که خود را رایگان در اختیار مرد قرار ندهد و به اصطلاح شیرین بفروشد.»
خوب ببینید، چنین فلسفه ی قشنگی، به چه منجلابی گرفتار شده است؟ خودتان قضاوت بفرمایید که با اصل موضوع چقدر فاصله گرفته ایم؟
چه کسی گفته که مهریه ی سنگین خوشبختی می آورد یا باعث استحکام زندگی می شد؟ اگر قبول ندارید به آمار طلاق مراجعه کنید. به شهادت آمار، کسانی که مهریه ی سنگین را می پذیرند، زندگی های ناپایدار تری دارند و احتمال طلاق در آنان بیشتر است. چه بسیار کسانی که علی رقم مهریه های نجومی، شکست زندگی را ترجیح می دهند، (مردانی که حاضرند زندان بروند و زنانی که می گویند: مهرم حلال جانم آزاد) و چه بسیار کسانی که با مهریه ی اندک، به خوبی و خوشی زندگی می کنند.
مشکل اساسی آن جاست که پاشنه ی زندگی، بر محوری غیر از خداوند می چرخد! یعنی به جای این که ما به دیانت دو طرف ازدواج نگاه کنیم، بر مادیات تکیه می کنیم، و اسم خودمان را هم مسلمان می گذاریم.
در حدیثی از معصوم "علیه السلام" (نقل به مضمون) هست که می فرمایند:
" به خواستگار متقی همسر بدهید که اگر دخترت را دوست داشته باشد، مهربانی می کند، و اگر دوست نداشت، ظلم نمی کند."
بارها مشاهده شده که مهریه به معضلی برای ازدواج تبدیل شده است. مثلاً دختر و پسر همدیگر را می پسندند، و خانواده ها با یکدیگر تناسب دارند، اما کار به تعیین مهریه که می رسد، همه چیز به هم می خورد، و معمولاً خانواده ی دختر به مهریه ی کم راضی نمی شوند، و خانواده ی داماد بالعکس.
برخی در این مرحله، یک راه عرفی دارند: "کی داده، کی گرفته؟ شما که قرار نیست از هم جدا بشوید، تو حالا بگو ۱۲۴هزار سکه، بعداً هم نده! " این متأسفانه راه مرسومی است که خیلی ها را بدبخت کرده است! برخی را در دنیا و برخی را در آخرت!!!
آن ها که در دنیا بدبخت شده اند، دو دسته هستند: ۱- کسانی که مورد کلاهبرداری واقع می شوند و مجبور به پرداخت مهریه می شوند. و ۲- کسانی که با دلایل موجه، مجبور به طلاق هستند و گرفتار مهریه های سنگین می شوند.
حالا قرار نیست که همین مهریه هم حتماً تأدیه شود! در بسیاری از موارد، داماد، ندارد که چنین مهری را بپردازد، و زندان و قسط بندی و بدبختی! آن هم که دارد، نمی دهد! چنان بلایی بر سر همسرش می آورد که بگوید: "مهرم حلال،جانم آزاد! " یا حتی بد تر!!! یعنی چون داماد نمی تواند مهریه را بپردازد، از زنش طلاق عاطفی می گیرد و عمری خودش و زنش را بدبخت می کند! این مال این دنیا!
آن هایی که در آن دنیا بدبخت می شوند که واقعاً قابل مقایسه نیستند! طبق حدیث داریم که:
رسول خدا(صلی الله علیه و آله) می فرمایند: "و هر كس مهریه زنش را ندهد نزد خدا زناكار به شمار مىرود، و روز قیامت خدا به او مىگوید: اى بنده من، كنیزم را با پیمانى كه از تو گرفتم به همسرى تو در آوردم ولى تو به عهد من وفا نكردى. اینجاست كه خداوند خود حق آن زن را مطالبه مىكند و تمام حسنات مرد به حق آن زن مىرسد و فرمان صادر مىشود كه او را به دوزخ بیفکنید."
این جاست که یک موضوع فرعی، یعنی مهریه، اصل هدف ازدواج را مخدوش می کند! ازدواج ۲ هدف عمده دارد:
۱ـ حفظ دین.
۲ـ کسب آرامش.
با حدیثی که در بالا آوردم، قطعاً دینش را که حفظ نکرده است. اما آرامش را چی؟ در این باره، امیر المؤمنین، علی ابن ابیطالب "علیه السلام" می فرمایند:
"مهر زنان را بالا نبرید که موجب عداوت می شود!"
بله، عداوت! آقای قرائتی یکبار راجع به همین موضوع می گفتند(نقل به مضمون):
" مهریه برای این هست که مرد علاقه ی خودش را به همسرش اثبات کند، و در دلش بذر محبت بکارد. اما وقتی مهریه را خیلی بالا می برند، وقتی که مرد به همسرش نگاه می کند، می ترسد
چون دیگر محاسن همسرش را نمی بیند! یک وثیقه ی میلیاردی می بیند که هر لحظه ممکن هست بدبختش کند!" خوب این وضعیت، آرامش و صمیمیت می آورد؟ مهر ایجاد می کند؟
از آن طرف پشت بام هم نباید افتاد! یعنی نباید مهریه را خیلی کم گرفت. (حالا استدلالی هم دارد که مناسب نیست بگویم. )
با نگاه به سیره ی نبوی "صلی الله علیه و آله و سلم"، می بینیم که مهریه ی حضرت فاطمه ی زهراء سلام الله علیها، یک مهریه ی متعادلی هست. بر خلاف تصور عموم، مهر السنه مهریه ی کمی نیست. اما مهریه ی کلانی هم محسوب نمی شود.
پیامبر اکرم "صلی الله علیه و آله و سلم" با همین مهریه، مقدمات زندگی حضرت را تهیه فرمودند و گمان می کنم این معیار خوبی هست. یعنی مهریه باید به قدری باشد که بتوان با آن، حداقل های زندگی را تهیه کرد. (فعلاً قصد ندارم مقدار معینی اعلام کنم، اما اگر با این معیار پیشنهادی دارید، استقبال خواهم کرد.)
در انتها عرض می کنم که: "مهریه چیزی است که هم داده اند و هم گرفته اند، پس گول حرف های عوام را نخورید!"
...
سخن بسیار و زمان کوتاه! برای تمامی جوانان وطن، و مسلمانان جهان، آرزوی خوشبختی دارم.
التماس دعا و
یا علی
سـلام، به وبـلاگ این دامـــــــاد "فعــلاً مجـــــرد" خوش آمدید.